‹‹ گياه جعفري و منطق گروهي ››

  

   بياييد از همين ابتدا با هم روراست باشيم. هركداممان تا به حال چند بار سبزي پاك كرده ايم؟ ... شما زياد پاك كرديد؟ ... شما نه زياد؟ ... مثل خود من ... اما چه پاك كرده باشيم و چه نه ، كداممان تا به حال به حالت خاص گياه جعفري در كنار غذاهايمان توجه كرده ايم؟  ...

   ... بله ، بله ... متوجه هستم كه بسياري موضوعات مهمتر براي توجه كردن وجود دارند و صد البته باز هم مي دانم كه مخيله ي مشغول ما آدم هاي متمدن ، ديگر بيش از اين گنجايش فرعيات را ندارد و ما از آنجايي كه بسيار روشن فكر هستيم ، عمر گران مايه را صرف لااقل جعفري نخواهيم كرد.

   اما ... از آنجايي كه به قول حافظ : ( در خرابات مغان نور خدا مي بينم ... ) ... ، در گياه جعفري نيز  نكته ها مي توان ديد ...  ...

   لااقل  تا به حال تنها بدين فكر بودم كه شايد بتوان گفت ، روابطي ميان بخشي از ذهنيت بشر خاص و نبات عام وجود دارد. اما از آنجايي كه بنده لكنت نداشته و به هر حال توانايي گفتن هرچيزي را دارم ، كار شاقي نكرده ، و عمل و توجه من به آن لازمه ي شناخت مي باشد.

   اين گياه دوساله با ريشه ي راست و رنگ مايل به زردش كه  ما چه تمايل به وجودش داشته و چه نداشته باشيم ، به هرحال در نهايت اعتماد به نفس در اكثر مناطق سروكله اش پيدا مي شود ، با حالت خاص خويش ، نمونه ي اعلايي از منطق گروهي اجتماعي را به نمايش مي گذارد.

   با كمي تامل در شمايل  جعفري جان ، مي بينيم كه سه شاخه ي اصلي آن به وضوح خودنمايي مي كند. و حالت قرار گرفتن اين سه شاخه در كنار يكديگر موضوع كنوني ماست.

   در تمامي تعاريفي كه پيرامون مفهوم گروه مطرح مي شوند ، از آن به عنوان اجتماعي از حداقل دو فرد به منظور  محقق كردن هدفي  ، ياد مي شود. حال اگر خوب بنگريم ، اكثر گروه هايي كه ريشه ي منطق گردهمايي آنان بر مبناي حفظ ظاهري مقبول است ، از جمله ، گروه هاي خوانندگي ، رقص ، حفاظتي و ... ؛ مثلثي را تشكيل مي دهند كه در رأس آن فردي يا شئي به عنوان رهبر و جلودار ، و در طرفين ، دو رأس ديگر در امتداد يكديگر واقع مي شوند كه هم از روبه رو شمايلي منظم دارد و هم قدرت گروهي را القا مي كند.

   حال باز به گياه جعفري نظري مي اندازيم. اگر نوك سه شاخه ي اصلي آن را با خطي فرضي به هم وصل كنيم ، باز مثلثي خواهيم داشت با رأسي به عنوان جلودار و دو رأس ديگر در امتداد يكديگر كه همان شمايل منطقي يك گروه كوچك و درعين حال القا كننده ي احساس قدرت را نمايان مي سازد.

پس اين گياه  ، غير از خاصيت هاي خويش در باب برطرف كردن تبخال و بيماري هاي گوارشي البته  ، از نظر ظاهر نيز  افراد بي كار پركار را به خود جلب مي كند.

   البته در مورد برخي سبزيجات ديگر با ظاهري شبيه به گياه جعفري نيز مي توان اين مورد را ذكر كرد. اما باز هم اصل موضوع اين نيست. بلكه شايد بتوان تصور كرد كه در اوج باريك بيني آدميان ، نكاتي در باره ي روابط روحي و منطقي بشري و نظم طبيعي جلوه هاي حاكم بر جهان ، خودنمايي خواهد كرد كه به نوبه ي خود بسيار حائز اهميت اند.

شايد بهتر است گاهي ببينيم ...

 

                                                                                                نيلوفر/ 12 دي 1387